فیزیک، شعر و واقعیت From Being to Becoming

 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦
 

What you do might not be important

But it is extremely important that you do it




یا:

این جاده است که نهایتآ اهمیت دارد نه مقصد


خب باید توضیح بدم: قبلآ گفته بودم که

"تو آنچه هستی که میجویی"

. باید به این جمله اضافه کنم:

"نه الزامآ آنچه که پیدا میکنی"

و در این دو معنی نهفته: اول اینکه بسیاری از آنچه که بدست خواهی آورد آگاهانه و با خواست تو بدست نیامده و یا حتی بر تو تحمیل شده. و دوم، و بسیار مهم تر اینکه، بسیاری از جستجو های تو به آنچه که به عنوان هدف تعریف کرده بودی نخواهند رسید. طی طریق همیشه مهم تر از رسیدنه. در واقع طی طریق رسیدنی از نوع برتره. فرایند اندیشیدن شاید بهترین مثال برای این مطلب باشه. هنگام اندیشیدن به موضوعی پیچیده، رسیدن به و رد شدن از هر یک از مرحله ها میتونه به اندازه دست یافتن به نتیجه آخر (که اصلآٓ ممکنه دست نیافتنی باشه) با ارزش باشه.

مطالب بالا در واقع نتیجه باور بسیار من به اعتقادی بسیار اساسی تره. .... (ادامه دارد)

 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦
 

This brief explanation regarding the title of my weblog seems necessary: From Being to Becoming is the title of a book by the late Ilya Prigogin, the Great Russian physicist, chemist, and thinker. (I am embarrassed to say that I didn't know about his book when I started this weblog.)

Being and Becoming are fundamental concept in modern philosophy and physics. They refer to two completely different philosophies and worldviews in understanding the universe and human being. In this weblog I have been trying to reflect on my work on this subject but so far I have only included a little. I hope that soon I can write much more extensively.

You might also want to look at:

http://plato.stanford.edu/entries/spacetime-bebecome/




 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦
 
حقیقت فرا فضا-زمانی است.

این یعنی تمامی مجموعه واقعیت ها در همه زمان ها و همه مکان ها به طور بالقوه وجود دارد. و این یعنی حقیقت تو (آنچه که از واقعیات برای تو رخ می دهد) فقط به نگاه کردن تو بستگی دارد: تو (فقط) حتما آنچه را که بجویی بدست خواهی آورد:
تو آنچه هستی که میجویی.

 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦
 
You will ONLY see* what you look for.

but wait...

You WILL see* what you look for.

ultimately,

You ARE what you look for.

--------------------
*see = find, achieve.

 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٦
 

مراقب افکارت باش که عقایدت می شوند.

مراقب عقایدت باش که رفتارت می شوند.

مراقب رفتارهایت باش که عادت می شوند.

مراقب عادت هایت باش که شخصیت می شوند.

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.

(نیچه، چنین گفت زرتشت)


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥
 
شعر نتیجه تلاش فرازمینی آدمی است برای آفرینش استثنایی بر این واقعیت که کلمات و زبان هرگز تمامیت حقیقت را در بر نمی گیرند.
 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥
 

Life can only be understood backward

but it must be lived forward

                                                       Søren Aaby Kierkegaard


 
comment نظرات ()
 
 
فریاد
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥
 

برای شکستن این سکوت طولانی، چیزی بهتر از یک شعر نیست، شعری در باره یک صدا...

صدای تو

یک صدا

این تنها یک صدا بود که شیفتگی مرا آغازی شد

نه در تردید

که در ترس

در گمشدگی

انگشتانم به دنبال این صدا

تن سیمها را می خراشید

اما صدا گم بود

و من گمشده تر

صداها مبهم بودند و تاریک

من یک ندای آسمانی را در طلب بودم

که تن دریای درونم را بخروشاند

که خاکستری ها را محو کند

و بی نهایت را جانشین

خستگی راه بر دوش تنهایی من سنگینی می کرد

هر سنگ، صخره ای می شد و هر صخره، کوهی

و هر کوهی، بیستون

فرهاد خاموشی بودم

که در پی صدای شیرینی در افق خودم رها شده بودم

...

ناگاه شوری در من گرفت

خروشی در اعماق، که سالیانی افکارم را لغزانده بود

پنجره ای باز شد

به وسعت هیچ چیز

به سمت هیچ سو

و در چارچوب بی نهایتش:

آفتاب بودن

پنجره، صدا بود

آری صدای تو.





 
comment نظرات ()
 
 
عذرخواهی
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
 
سلام،
خیلی وقته که ننوشتم. میدونم. و میدونم سخته که عذرخواهی منو به خاطر ننوشتن قبول کنین. شرمسارم از اینکه محبت دوستانی که به خونه من سر زدن و برام پیام گذاشتن رو نتونستم جبران کنم. باید بندازم تقصیر زمونه. اصلا'' همه چیز تقصیر زمانه مگه نه؟ اما فقط اینو بگم که ساکت نبودم. و نیستم. مخصوصا'' این روزا که به خاطر کار و تدریس بیشتر گرفتار مفاهیمی مثل زمان، حقیقت، وحدت و اینجور چیزا هستم. اما از این بهانه ها که بگذریم، از هفته دیگه شروع میکنم به نوشتن. پس لطفا'' مثله همیشه از محبت دریغ نکنین و بهم سر بزنین. منم به همتون سر میزنم و پاسخ نظرات تون رو میدم. اصلا'' چرا از هفته دیگه؟ یه جمله هست که سالهاست توی ذهن من زنگی میکنه و حال این روزا داره بیشتر برام متبلور میشه. توی پست بعدی مینویسمش. در پناه شب.
 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Quantum Poet - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٤
 
دنیا مجموعه فرآیند هاست نه مجموعه اشیا
 
comment نظرات ()